تبليغات

كدهای جاوا وبلاگ

قالب وبلاگ

  آمدن در حد 14ساعت - parsa

آمدن در حد 14ساعت - parsa


yeki yek done man

آخرین مطالب انحمن
عنوان بازديد توسط

2بهمن 90

ساعت3:30 دیدم تلم زنگ میخوره .الو ... صدای گرم و مهربان منبع لطف وخوبی از آن سوی خط به گوش میرسد این  صدا مامانم جونم بود ، برام تعجب آور بود این موقع زنگ زد اما بعد از چند لحظه تعجب به ذوق تبدیل شد چراکه خبر از آمدنش داد ....

ساعت 8 مهمانهامون آمدن(دایی ،تنها خاله ام و سروش) ...لحظات میگذرد و هر آن احساس اینکه دارم بازم به ساعات جدای نزدیک میشم آزارم میده تا بخودم آمدم شام هم خورده بودیم و وقت خواب بود برای خوابیدن بسبب اینکه هم  مهمانها در آرامش باشن که پارسا اذیتشون نکنه هم ما، عزیزان را به طبقه وسط  دعوت کردیم .از شوق این دیدار تا مدتها بیدار بودم حتی جام هم باهام همراه نبود و خودش را برایم آرامش بخش نکرد ،فکر صبح از ذهنم بیرون نمیرفت گویا این شب برای مامان هم با بیخوابی همراه بود .

 


گزارش تخلف
برچسب هاآمدن در حد 14ساعت,

منبع:آمدن در حد 14ساعت
 
لینک های مرتبط:
آمدن در حد 14ساعت

نوشته شده توسط gelareh در دوشنبه 03 بهمن 1390 ساعت 1:28 ب.ظ|+| نظرات(3)
بازدید از پست:36 امتیاز به پست: نتیجه: 271 امتیاز توسط:90 نفر

 
New Page 2
نام شما:
آدرس وب سايت:
پست الکترونيک:
پيام شما: درج شکلک
  نظر خصوصی
نظر خصوصي
 
کد امنيتي:
 


ارسال کننده :
تاريخ ارسال : 12/11/1390
چه لحظه های خوبیه لحظههایی که مادر و پدر ادم میان خونه اش...الهی که همیشه خوش باشی
پاسخ مدير : sepasgozaram


ارسال کننده : مامانی درسا
تاريخ ارسال : 08/11/1390
چشمت روشن حسابی خوش گذشته بود . و بعد اینکه پسر کلمو ببوس
پاسخ مدير : مرسی زیبای من


ارسال کننده : mehrdad
تاريخ ارسال : 07/11/1390
پاسخ مدير : مرسی

صفحات نظرات :1  |

  • نوشته های اخیر
»»امدم باز به دیار غربت
»»پایان انتظار
»»عصبانیت
»»سلام دوستان
»»حکایت


CopyRight | mahbobam.blogveb.com All Rights Reserved
Powered By blogveb

بلاگ وب

سرویس وبلاگ نویسی بلاگ وب

تم دیزاینر

قالب وبلاگ


Pichak go Up